|
مکان های دیدنی و تاریخی :
استان خراسان رضوي يكي از مهم ترين قطب هاي گردشگري ايران است و از جاذبه هاي طبيعي و مكان هاي ديدني مذهبي و تاريخي بسيار ارزشمندي برخودار است. مهمترين اماكن ديدني استان خراسان رضوي عبارتاند از: حرم مطهر حضرت امام رضا(ع) و مجموعهي آستان قدس رضوي، مسجد گوهرشاد، مدرسهي پريزاد، مدرسهي دودر، بقعهي خواجه ربيع، بقعهي گنبد سبز، آرامگاه نادرشاه افشار، مصلاي مشهد، طرقبه، شانديز، پارك وكيلآباد، كوه سنگي، بندگلستان، خواجه اباصلت، خواجه مراد و مقبرهي گوهرتاج (در مشهد)، مسجد پامنار، آرامگاه ملاهادي سبزواري، منارهي خسروگرد، رباط مهر، آرامگاه سيدحسن غزنوي و مسجد جامع (در سبزوار)، گنبد هارونيه و آرامگاه فردوسي (در توس)، كتبيهي نادري، عمارت خورشيد، ارغونشاه و مسجد كبود گنبد (در كلات نادري)، شهر عتيق، تپه بام و مدرسهي عرضيه (در قوچان)، آرامگاه شاه قاسم انوار و مقبرهي شيخ احمد جامي (در تربت جام)، برج كرات (در تايباد)، باغ گلشن (در طبس)، ارگ كلاه فرنگي، درياچهي گل بيبي و آرامگاه بابا لقمان (درسرخس)، قدمگاه رباط عباسي و آرامگاههاي عطار، كمالالملك و خيام (در نيشابور)، برج عليآباد، منارهي فيروزآباد، باغ مزار و آرامگاه مدرس (در كاشمر) و مقبرهي شيخ حيدر و مسجد ملك (در تربت حيدريه)، سنگ فيروزه، زعفران، ادويه و مهر و تسبيح از سوغاتيهاي استان خراسان رضوي است.
صنايع و معادن :
خراسان رضوي يكی از مهم ترين مراکز صنايع دستی ايران است، برخی از صنايع دستی آن، چون فيروزه، پوستين دوزی، فرش بافی و... شهرت جهانی دارند. خراسان رضوي به دليل جايگاه ويژه مکانی خود، که محل برخورد پديده های مهم و متفاوت زمين شناختی است، جايگاه مناسبی از لحاظ گنجايش و گوناگونی ذخاير معدنی دارد. ذخيره های زغال سنگ، مس، روی، آهن، منگنز، خاک نسوز، منيزيت، گل سفيد، سنگ های ساختمان، مانند مرمريت، تراورتن، سنگ آهن و گچ، دراستان يافت می شود. کاوش های پيرامون طبس، از وجود ذخاير بزرگ اورانيوم، راديوم و توريم خبر می دهد. اين منابع از لحاظ تأمين انرژی، از ارزش اقتصادی بالايی برخوردارند.
زگذشته های دور، بخش بزرگ توليدات خراسان را، فرآورده های کشاورزی و صنايع دستی به خود اختصاص می داده است. از اين رو بخش بزرگ کالای صادراتی استان خراسان در سطح ملّی، فرآورده های کشاورزی، چون گندم، زعفران، زرشک، کشمش، پوست دام، و در مورد هنر های دستی، فرش، فيروزه تراشيده شده، پوستين،... بوده است. علاوه بر آن، زوار مقداری از کالای ناحيه ای خود را برای فروش به مشهد آورده، به هنگام بازگشت، سوغات و بخشی از نيازهای مصرفی خويش را خريداری می کردند، که در افزايش بازرگانی خراسان، به ويژه شهر مشهد مؤثر بوده است.
کشاورزی و دام داری :
استان خراسان رضوي به دليل شرايط ويژه اقليمی، وجود خاک های زراعی مرغوب، آب فراوان، دشت ها و درّه های بزرگ و حاصل خيز، دارای پيشينه درخشانی در امر کشاورزی است و میتوان گفت، که سرزمين پر برکت خراسان رضوي، با آب و هوای گوناگون و منابع آب و خاک، از امکانهای بالقوه بسيار بالايی برای گسترش کشاورزی برخوردار است. دشت های پهناور خراسان در نواحی گرم، معتدل و سرد گسترده شدهاند. توليد فرآوردههای سردسيری، نيمه گرمسيری وگرمسيری، مانند: گردو، بادام، سيب، گلابی، پسته، زعفران، خرما و مرکبات، از ويژه گی های خراسان است.
خراسان مهم ترين منطقه پرورش دام در ايران است. اين كار با روش های گوناگونی صورت میگيرد که مهم ترين عامل ايجاد اين اختلافها، آب و هوا، به ويژه ريزش باران است. پرورش دام دراستان خراسان رضوي به شکل های گوناگون کوچ نشينی، رمه گردانی، روستايی و تلفيق زراعت و دام داری و دام پروری صنعتی ديده می شود. مهم ترين دام هايی که درخراسان پرورش داده می شوند، گوسفند، بز، گاو، گاوميش و شتر است. فعاليت گاوداری به شيوه صنعتی برای توليد شير و گوشت در خراسان از اهميت زيادی برخوردار است. اين استان از نظر ظرفيت توليد شير و گوشت و توليدات دامي دارای اهميت زيادي در كشور است.
وجه تسميه و پيشينه تاريخي :
واژه خراسان گويا بازمانده گونه کهن واژه «خاور» و متشکل از دو جز «خور» به معنای خورشيد و« آسان» به معنی آمدن است يعنی جايی که خورشيد از آن بر می آيد. پسوند رضوي آن به سبب وجود بارگاه مقدس حضرت رضا(ع) در اين استان به اين منطقه داده شده است. خراسان جزو ساتراپی پهناور پرثوه بوده است. اين ايالت پهناور، که سرانجام قرارگاه و کشور نيرومند اشکانيان شد، درآغاز تاريخ ايران باستان، مادها را به سوی خود کشانيد. جغرافی نگاران آوردهاند که چون تنگدستی عمومی و عوامل نامطلوب طبيعی اين استان، با جايگاه شاهانه و زندگی پر تجمل پادشاهان هخامنشی ناسازگار بود، هرگاه که گذرشان به خراسان میافتاد، میکوشيدند تا هرچه زودتر سرزمين پارت ها را پشت سر گذارند. اما همين عوامل نامساعد طبيعی، اشکانيان، يعنی اين شاخه از مردمان هند و اروپايی را مردمی سخت کوش، بردبار، و دلير گردانيد و اين ويژگی های اخلاقی، نام آنان را بلند آوازه ساخت.
به هنگام ناتوانی هخامنشيان، از اين منطقه اشک نامی، که بنيان گذار خاندان اشکانی شناخته شده است، حکومت سلوکيان را از ميان بر داشت و حکومت نوينی را بنياد نهاد. در دوران ساسانی که ملوک الطوايفی بر چيده شد؛ خراسان باستانی يا ساتراپی پارت به شکل يکی از استان های ايران شهر درآمد و توسط سپاهبدی اداره می شد. در1303هـ. ش، که ادوارد توماس، ترجمه درست سنگ نبشته های پايکولی را منتشر ساخت، حدود خراسان باستانی به خوبی روشن شد. حدود چهار مرزبان نشين خراسان در روزگار ساسانيان، از دروازههای دريای مازندران، نزديک ری آغاز و با گذشتن از کوه های البرز و دره اترک تا درگز ادامه می يافت. سپس از بيابان تجن و مرو به جيحون و پامير رسيده، در آن جا در ادامه رود جيحون تا ستيغ هندوکش و از آن نقطه به سوی باختر به امتداد رشته هندوکش به جنوب متوجه شده از ناحيه هرات وکاشمر امروزی و خواف می گذشت و کُهستان / قهستان را بريده، دوباره به دروازه های دريای مازندران می پيوست.
گشودن منطقه بزرگی چون خراسان برای مسلمانان به آسانی ميسر نشد، از اوايل خلافت عمر، تا ميانه خلافت عثمان، يعنی در طی بيست سال، با وجود کوششهای پياپی سرداران اسلامی، سرزمين خراسان بر روی مسلمانان نا گشوده ماند، تا آن که عبدالله بن عامر از سوی عثمان مأمور گشودن آن منطقه شد. نخستين شهری که در خراسان به دست يکی از سرداران عبدالله در سال 31 هـ. ق، گشوده شد، طبس بود و گشودن ديگر نواحی تا زمان حکومت معاويه به سال 42 هـ. ق، و شايد هم تا مدت ها پس از آن تاريخ به درازا کشيد. در دو سدهای که خراسان زير نظر نمايندهگان خلفای بغداد اداره می شد، اوضاع برای روی کار آمدن مردانی، که در آن سر زمين ادعای استقلال در سر داشتند، مساعد نبود. نخستين فرصتی که برای درست شدن آن آرمان ديرينه، روی نمود، اختلافی بود که بين امين و مأمون، فرزندان هارون الرشيد خليفه عباسی، بر سر جانشينی خليفه در گرفت. در اين کشمکش، مأمون از طاهر بن حسين، سردار سپاه خراسان کمک خواست. در جنگهايی که ميان جنگجويان آن دو برادر روی داد، همه جا طاهر بر سردار سپاه امين چيره گرديد و سرانجام در 198 هـ. ق، بغداد را محاصره و آن شهر را به نام مأمون عباسی گشود. همين که خلافت مأمون روشن شد, وی به پاس آن لشکرکشی های درخشان، در سال 205 هـ. ق، حکومت خراسان را به طاهر بن حسين واگذار کرد.
طاهر بن حسين پايتخت خراسان را از مرو به نيشابور منتقل ساخت و شالوده دودمانی را ريخت که نخستين حکومت مستقل حکم رانان ايرانی پس از يورش عرب ها به شمار می آيد. دوران حکم رانی طاهريان، که آغاز استقلال اين منطقه بود، از نيم سده گذشت و سرانجام در سال 295 هـ. ق، يعقوب ليس صفار، بنيان گذار دودمان صفاريان سيستان، با گرفتن شهر نيشابور، به فرمان روايی آنان پايان داد.
در سال 283 هـ. ق، عمروليث صفاری به خراسان لشکر کشيد وآن ايالت را جزو سيستان کرد. در سال 287 هـ. ق، امير اسماعيل سامانی خراسان را گشود و به سرزمين ورز رود يا ماورارءالنهر افزود. در دوران فرمان روايی صفاريان و سامانيان، زبان فارسی جان تازه ای يافت. ترجمه تاريخ وتفسير طبری در اين روزگار فراهم شد و محمد بن وصيف سيستانی و ابو عبدالله جعفر، سرشناس به رودکی، شعر فارسی را بر شالوده نوينی استوار ساختند. دوران 130 ساله فرمان روايی خاندان سامانی ( 261-389 هـ. ق ) بر خراسان و ماوراءالنهر، و خدمت بزرگی که پادشاهان آن خاندان به رستاخيز زبان فارسی و گسترش علم وادب نمودند، يکی از درخشان ترين فصل های تاريخ ايران را تشکيل می دهد.
پس از سامانيان، غزنويان ( 351-581 هـ. ق ) در سال 384 هـ. ق، بر خراسان و ماوراءالنهر چيره شدند. اينان نيز به تقليد فرزندان سامان، به گسترش علم و ادب و تشويق شاعران و نويسنده گان فارسی زبان پرداختند. مهم ترين رويداد دوران 230 ساله حکم رانی غزنويان، تجزيه خراسان باستانی به دو بخش جداگانه بود، که در سال 451 هـ. ق، صورت گرفت. بخش بزرگی که شامل افغانستان کنونی است و پايتخت اش شهر غزنی بود، در دست غزنويان ماند و بقيه خراسان از آن سلجوقيان شد.
قلمرو پادشاهان سلجوقی نيز پس از 123 سال ( 429 – 552 هـ. ق ) به دست خوارزمشاهيان افتاد و حکومت خوارزمشاهيان هم پس از يک سده و نيم، در سال 617 هـ. ق، به دست لشگريان مغول بر چيده شد. هرات، پايتخت باستانی آريا - خراسان، که يکی از کهن سال ترين شهرهای خراسان باستانی بود، مانند بسياری ديگر از شهر ها در فتنه مغول آسيب بسيار ديد.
در اواخر سده 7 هـ. ق، که سلسله ايل خانان در ايران ايجاد شد، خراسان به قلمرو آنان افزوده شد و يکی از نمايندگان ايل خانان که پسر يا وارث تاج و تخت پادشاهی بود، بر خراسان حکومت می کرد. با درگذشت ابوسعيد بهادر خان ( 716 – 736 هـ. ق ) خاندان های آل کرت ( 643 – 783 هـ. ق ) که از ملوک ايران خاوری بودند در آن حدود حکومت داشته پايتختشان شهر هرات بود. هم چنين از سال 783 هـ. ق سربداران در سبزوار به حکومت رسيده تا سال 788 هـ. ق، در آن نواحی حکومت داشتند. در سال 783 هـ. ق، تيمور لنگ خراسان را گشود، سپس هرات، پايتخت فرزندش شاهرخ شد. تنها شهری که در دوره فرمانروايی تيمور به اوج شکوفايی خود رسيد، سمرقند بود. سمرقند که در خاور بخارا و نزديک رود زرافشان قرار داشت پيش از آن نيز يکی از آبادترين و ثروتمندترين شهر های خراسان باستانی بود. دوره فرمانروايی جانشينان تيمور بر خراسان و ورز رود ماوراءالنهر از 807 تا 913 هـ. ق، به درازا كشيد. در اين مدت بيشتر شهرهای خراسان ازآرامش و آسايش برخوردار بود. سلطان ابو سعيد، نواده تيمور از 855 تا 872 هـ. ق، بر خراسان حکومت کرد و در جنگ با امير حسن بيگ، سرشناس به اوزون حسن، بنيان گذار دودمان بايندری يا ترکمانان آق قويونلو ( سفيد گوسفند) کشته شد.
دوره فرمان روايی جانشينان ابو سعيد به سال 913 هـ. ق، با افتادن خراسان به دست شيبک خان اوزبک به سر آمد. چيرگی شيبک خان اوزبک بر خراسان، آغاز يورش های پي گيری است، که در دوران پادشاهی شاه اسماعيل اوّل و شاه تهماسب صفوی موجب خرابی ها و آسيب های بسياری بر شهرهای هرات، نيشابور و توس ( مشهد) شد. شاه اسماعيل صفوی پس از گشودن مشهد، به دنبال ازبکان تاخت و در سال 916 هـ. ق، قلعه مرو را گشود و شيبک خان ازبک در روستای محمودآباد، در نزديکی مرو کشته شد. بدين ترتِب سراسرخاک خراسان تا کرانه آمويه به دست صفويان افتاد و مذهب شيعه امامی، کيش رسمی مردم اين منطقه شد.
خطريورش ازبکان بر خراسان پس از کشته شدن شيبک خان، هم چنان ادامه يافت و شاه اسماعيل به استوار ساختن هرات فرمان داد. درسال 921 هـ. ق، فرزند خود، تهماسب ميرزا را همراه لـلهاش با عنوان سلطنت خراسان، به هرات فرستاد. اين اقدام آغاز رواج روش نويي بود، که تا اواخر دوران صفوی ادامه يافت، چنان که تهماسب نيز نخست اسماعيل ميرزا و سپس پسر بزرگ خود، محمّد ميرزای سر شناس به خدابنده را در سال 943 هـ. ق، با همان عنوان به شهر هرات فرستاد و عباس ميرزا، که بعد ها به شاه عباس بزرگ سرشناس شد، به سال 978 هـ. ق، در شهر هرات به دنيا آمد. به هر حال تا سال 1006 هـ. ق، که شاه عباس در نزديکی هرات، ازبکان را به کلی شکست داد، شهر های خراسان، چه در اثر يورش های اين مردمان سرکش و چپاولگر و چه در اثر آشوب های درونی، خرابی و زيان بسيار ديد.
در اواخر دوران صفوی، ملک محمود سيستانی، تون ( فردوس) را گرفت و در سال 1136 هـ. ق، خراسان را گشود و در مشهد استقرا يافت. در اين زمان شاه تهماسب صفوی و نادر قلی افشار برای نجات ايران با يک ديگر پيمان بسته نادر فرمانده سپاه ايران شد. سه سال بعد نادر مشهد را از ملک محمود سيستانی پس گرفت.
پس از کشته شدن نادر شاه افشار در سال 1160 هـ. ق، در خبوشان ( قوچان)، عليقلی خان، برادرزادهاش به حکومت رسيد. وی در سال 1161 هـ. ق، به دست برادرش ابراهيم خان کشته شد و شاهرخ، پسر رضاقلی ميرزا و نواده نادرشاه به حکومت رسيد.
شاهرخ شاه تا سال 1210 هـ. ق، بر خراسان حکومت کرد و در همان سال به دست آغا محمّد خان قاجار از حکومت بر کنار شد و درگذشت. با قتل نادر ميرزا، پسر شاهرخ شاه، آخرين بازمانده افشار در سال 1217 هـ. ق، به دست فتح علی شاه قاجار، سراسر خراسان، از جمله شهر مشهد به دست قاجاريان افتاد.
مشخصات جغرافيايي :
استان خراسان رضوي يكي از جديد ترين استان هاي ايران است كه از تقسيم استان خراسان بزرگ به وجود آمده است. مرکز اين استان ( شهر مقدس مشهد ) در پهناي شمالي 36 درجه و 17 دقيقه, درازاي خاوري 59 درجه و 36 دقيقه و ارتفاع970 متري از سطح دريا واقع شده است. اين استان از سمت شمال به خراسان شمالي و تركمنستان, از خاور به افغانستان, از جنوب به استان خراسان جنوبي, از باختر به استان سمنان و از جنوب باختري به استان يزد محدود شده است. شهرستان هاي مشهد, تايباد, تربت جام, تربت حيدريه, رشتخوار, قائنات, خواف, فردوس, چناران, سرخس, درگز, سبزوار, فريمان, قوچان, برداسكن, خليل آباد, كاشمر, گناباد, نيشابور و كلات شهرستان هاي اين استان هستند. راه های زمينی و هوايی استان به شرح زير است : راه های زمينی در خراسان رضوي به راه های جاده ای و راه های آهن بخش می شوند. راه های جادهای خراسان رضوي، شامل محورهای زير هستند:
محور شمالی
اين راه از طريق مازندران، به محورهای شمال باختری خراسان شمالي می پيوندد. مسيراصلی آن، شهرستان های بجنورد، شيروان، قوچان، چناران و مشهد است. دنباله اين راه از طريق فريمان، تربت جام، تايباد، به دوغارون در مرز افغانستان رفته به راه های آن کشور می پيوندد. درازای اين مسير از مرز افغانستان تا شهر بجنورد در خراسان شمالي حدود 550 کيلومتر است.
محور باختری
اين راه بهترين مسير مشهد – تهران است، که پس از گذشتن از سمنان، دامغان و شاهرود، به راه های استان خراسان رضوي پيوسته و از شهرهای سبزوار و نيشابور گذشته در مشهد پايان می پذيرد. درازای اين مسير 892 کيلومتر است.
محور جنوبی
اين راه سبب پيوستن استان خراسان رضوي با خراسان جنوبي و شهرهای يزد، کرمان، زاهدان و زابل می شود. اين راه پس از گذشتن از تربت حيدريه، گناباد، فردوس و طبس، از طريق رباط پشت بادام، به يزد می رسد، که درازای آن 939 کيلومتر است. شاخه ديگر اين راه، از مسير ديهوک و راور به کرمان میرسد، که درازای مسير آن، 894 کيلومتر است. در حال حاضر اين مسير برای گذشتن اتومبيل های سواری و مسافرت های خانوادگی مناسب نيست.
راه سوم، راه مشهد – زاهدان است، که پس از گذشتن از شهر های گناباد، قائن و بيرجند در خراان جنوبي، به زاهدان می رسد. درازای اين مسير از مشهد تا زاهدان 975 کيلومتر است.
راه آهن
درازای راه آهن تهران - مشهد 925 کيلومتر است. انجام و تکميل طرح خط آهن مشهد– پيش از رسيدن به سرخس در مرز ايران و ترکمنستان، به درازای 160 کيلومتر در درون ايران کشيده شده و پس از مسيری ديگر به درازای 130 کيلومتر، نه تنها شبکه راه آهن آسيای مرکزی را به بندرهای خليج فارس می پيوندد، بلکه با کمک يک خط آهن جديد به درازای 3 هزار کيلومتر، سبب پيوند چين به اروپا می شود که از مسيری که در خاک شوروی پيشين قرار داشت کوتاه تراست. بخش ديگراين طرح، راه آهن مشهد – بافق است که ساختمان آن در دست اقدام است.
فرودگاه بين المللي شهر مشهد در رديف فرودگاه هاي بين المللي بوده و دارای تجهيزات و کادر تخصصی کافی در كشور است.
برگرفته از : سايت ايران تراول |